جمعى از نويسندگان

205

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

نتيجه‌گيرى ايشان از جوانى به دنبال تزكيه و تهذيب نفس و كسب معنويت و معارف بلند اسلام بود و در اين راه چهل سال صبر و مجاهده كرد و چهل سال درد طلب و عشق ، آرام و قرار و خواب و خوراك را از وى ربوده بود . ضمير الهى اش او را به عالم قدس مى خواند و او كه قصد كوى جانان را در سر دارد ، مى خواهد به هر نحو شده از اين خاكدان طبيعت به عالم نور و ملكوت پا گذارد . مىداند كه جانب عشق عظيم است و نبايد به راحتى از دستش بدهد و فرو بگذاردش ، براى همين چهل سال است كه مشغول مجاهده است . چهل سال است كه آداب عبوديت مى آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است ! خود ايشان مىگويد : « نزد هر كس احتمال مى دادم از او چيزى بفهمم ، مى نشستم اگر مطلبى را مى فهميدم ، كه خود خدا نعمت داده بود و اگر نمى فهميدم ديگر به آن شخص مراجعه نمى كردم » . آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعايت مستحبات و ترك مكروهات ملزم ساخته بود تا امرى از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار مىكند كه به حسب طاقت بشرى هيچ مستحبى از او فوت نمى شود تا آن جا كه بعضى از مخالفان و معاندان مىگويند : « قاضى كه اين قدر خود را مقيّد به آداب كرده شخصى ريايى و خودنماست » . و عده اى ديگر هم با وجود مخالفت باز نمى توانند تحسينش نكنند . يكى از مخالفين ايشان مى گويد : « من سفر بسيار كردم ، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسيارى از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقيقتاً هيچ كس را همانند قاضى تا بدين حد مقيد به آداب شرع نديده‌ام » . خود ايشان مىگويد : « چون بيست سال تمام چشمم را كنترل كرده بودم ، چشم ترس براى من آمده بود ، چنان كه هر وقت مى خواست نامحرمى وارد شود از دو دقيقه قبل خود به خود چشم هايم بسته مى شد و خداوند به من منت گذاشت كه چشم من بى اختيار روى هم مى آمد و آن مشقت از من رفته بود » و ايشان نااميد نمىشود ، مىداند كه طلب حقيقى جدا از مطلوب نيست زيرا كه شنيده است : « اذا تقرب الىّ شبراً تقربت اليه ذراعاً » و هرگاه به اندازه يك وجب به من نزديك شود به اندازه زراعى به او نزديك شوم . همه اينها نشان دهنده ابعاد اخلاقى و معنوى آيت الله قاضى رحمت‌الله عليه مى باشد كه بايد به عنوان الگو و سرمشق اخلاقى در سطح جامعه قرار گيرد .